این مقاله با هدف هدف کشف مؤلفههای فضای شاعرانه در آثار مهدی زمانپور کیاسری و با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد نقادانه نئوفرمالیستی نگاشته شده و این نتیجه رسیده است که شعر دارای چهار عنصر اساسی: اندیشه، تخیل، آهنگ و احساس است و سینمای شاعرانه، سینمایی است که در فرم و روایت خود، به این خصوصیات نزدیک شده و واقعگرایی را با محتوای عاطفی در هم میآمیزد. بازنمایی تکنیکی و عینی این ادعا با استفاده از روش نئوفرمالیستی در بررسی مکاتب و سبکهای شاعرانه و فیلمسازانی که به سینمای شاعرانه تعلق دارند ، حاوی 4 ویژگی مشترک است که عبارتند از: 1- استفاده از نابازیگر 2-فیلمبرداری در مکانهای طبیعی 3- نورپردازی طبیعی و در آخر داستانی ساده،که به نوعی اعتراضی علیه سینمای کلاسیک محصول هالیوود است. زمانپور کیاسری نیز با تکرار درست این فرمولها در خلق فضایی شاعرانه موفق بوده است. او در بخش کارگردانی با استفاده از تکنیک دکوپاژ بر پایه میزانسن، استفاده از قابهای ایستا، بازی گرفتن از نابازیگران، نورپردازی طبیعی، میزانسنهای مینیمال، صحنه و لباسی سنتی، کارگردانی بر اساس رخداد و رویداد، بیان کنایی،لحظههای عاطفی ساده اما عمیقی را خلق کرده و به آثار خود، رنگ و بوی شاعرانه بخشیده است.