<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات دینی رسانه</title>
    <link>https://jrsm.qomirib.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات دینی رسانه</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Thu, 23 Oct 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Thu, 23 Oct 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>حجیت فتاوای استنباط شده توسط هوش مصنوعی در فقه شیعه</title>
      <link>https://jrsm.qomirib.ac.ir/article_236363.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف بررسی حجیت و امکان تقلید از فتاوای هوش مصنوعی در فقه شیعه انجام شده است. با توجه به گسترش کاربردهای هوش مصنوعی در فرآیندهای استنباط، این مقاله به‌دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا از نظر شرعی می‌توان به فتاوای مستخرج توسط سیستم‌های هوش مصنوعی اعتماد کرد؟ بررسی این موضوع از آن نظر اهمیت دارد که ممکن است در آینده شاهد استفاده گسترده از این فناوری در استنباط احکام شرعی باشیم.&#13;
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش با روش اسنادی-تحلیلی (کیفی) و مراجعه به منابع دینی، داده‌های مرتبط با فرآیند اجتهاد، شرایط مجتهد، و مبانی حجیت فتوا گردآوری و تحلیل شد. تمرکز اصلی بر تبیین حدود دلالت ادله جواز تقلید بوده تا شمول یا عدم آن نسبت به هوش مصنوعی مورد بررسی قرار گیرد.&#13;
یافته‌ها: هوش مصنوعی با توجه به ماهیت قاعده‌پذیر و ضابطه‌مند اجتهاد، از نظر تئوریک توانایی استنباط احکام را دارد؛ اما حجیت فتوای مجتهد در فقه شیعی مبتنی بر ولایت تفویض‌شده از سوی ائمه( است و مستندات شرعی، دلالتی بر جواز تقلید از فتاوای مستقل هوش مصنوعی ندارند یا دلالت آن‌ها محل تردید است. استفاده از هوش مصنوعی به‌عنوان ابزار کمکی در فرآیند اجتهاد فقیه، مطلوب و ضروری ارزیابی می‌شود.&#13;
بحث و نتیجه‌گیری: با وجود امکان فنی اجتهاد توسط هوش مصنوعی، به‌دلیل عدم اثبات ولایت شرعی برای آن، فتاوای مستقل آن فاقد حجیت است؛ البته بهره‌گیری از هوش مصنوعی در چارچوب فرآیند استنباط فقیهان، به‌عنوان یک فناوری تحول‌آفرین توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش بازنمایی‌های رسانه‌ای در نهادینه‌سازی مصلحت‌اندیشی: تحلیل کیفی مجموعه دختر کفشدوزکی و پسر گربه‌ای</title>
      <link>https://jrsm.qomirib.ac.ir/article_236353.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش پویانمایی در پرورش مصلحت‌اندیشی مخاطب می‌پردازد. در دنیای امروز، اثرگذاری رسانه‌ها به‌ویژه پویانمایی‌ها، در آموزش و تربیت ارزش‌ها و مهارت‌های اخلاقی به‌طور چشمگیری مورد توجه قرار گرفته است. مصلحت‌اندیشی به‌عنوان یک ارزش جهانی که بین تمامی انسان‌ها یکسان است و در سرشت هر انسانی وجود دارد، نقش بنیادین و زمینه‌ساز را  در  شکل‌گیری ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی ایفا می‌کند. هدف این پژوهش، تحلیل نحوه بازنمایی ارزش مصلحت‌اندیشی در این پویانمایی و بررسی تأثیر آن بر رفتار کودکان است.&#13;
روش‌شناسی پژوهش: روش پژوهش از نوع تحلیل محتوای کیفی جهت‌دار است که به تحلیل پویانمایی دختر کفشدوزکی و پسر گربه‌ای پرداخته و چگونگی به تصویر کشیدن مصلحت‌اندیشی در داستان‌ها و شخصیت‌ها را بررسی می‌کند.&#13;
یافته‌ها: پژوهش حاضر نشان می‌دهد که پویانمایی‌ها با نمایش چالش‌های مختلف و موانع پیش روی شخصیت‌ها، فرآیند پرورش مصلحت‌اندیشی را به‌طور مؤثر به تصویر می‌کشند و نشان می‌دهد چگونه می‌توان چالش‌های خارجی را با ارزش‌های مصلحت‌اندیشانه و اراده‌ درونی حل کرد.&#13;
بحث و نتیجه‌گیری: پژوهش نشان می‌دهد پویانمایی‌ها می‌توانند با استفاده از داستان‌ها و چالش‌های جذاب، مصلحت‌اندیشی را به‌عنوان راه‌حلی برای حل مشکلات به کودکان آموزش دهند و در این فرآیند، زمینه‌ساز تحقق سایر ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی در آن‌ها شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین چالش‌های عنصر شخصیت در نگارش آثار دراماتیک در مورد معصومین( و ارائه راهکار</title>
      <link>https://jrsm.qomirib.ac.ir/article_236351.html</link>
      <description>هدف: هدف اصلی این پژوهش، تبیین چالش‌های عنصر شخصیت در نگارش آثار دراماتیک در مورد معصومین( و ارائه راهکار برای آن‌هاست.&#13;
روش‌شناسی پژوهش‌: در این پژوهش، گردآوری اسناد و داده‌های تحقیق، به‌صورت کتابخانه‌ای انجام گرفته است و روش و ماهیت پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی است و در رده تحقیق توصیفی، از نوع تحلیل محتوا جای می‌گیرد.&#13;
یافته‌ها: در این پژوهش، یکی از عناصر اصلی و مهم از عناصر درام، یعنی شخصیت مورد بررسی قرار گرفته است و چالش‌های مرتبط با آن‌ در خصوص نگارش آثار دراماتیک در مورد معصومین( یک به یک کشف و تببین شد. همچنین با تحلیل محتواهایی مانند آیات و روایات و منابع علمی موجود در زمینه فیلمنامه‌نویسی و درام‌پردازی تا حد امکان به ارائه راهکار در زمینه چالش‌های کشف‌شده پرداخته شده است.&#13;
بحث و نتیجه‌گیری: به تصویر کشیدن زندگی معصومین( دغدغه بسیاری از فیلمنامه‌نویسان و فیلمسازان بوده است و پرداختن به این امر همواره با موانعی همراه است. عده ای از نویسندگان در سال‌های اخیر به نشر کتب و مقالاتی در زمینه این موانع پرداخته‌اند، اما بیشتر آن‌ها از سویی فقط منظر فقهی این مسئله را بررسی کرده‌اند، و از سویی دیگر تنها به بررسی چالش‌های عنصر شخصیت‌پردازی پرداخته‌اند و راهکاری ارائه نکردند. این پژوهش ضمن تبیین چالش‌های موجود در عنصر شخصیت (از منظر تحول‌پذیری، ابعاد وجودی و به تصویر کشیدن آن) در نگارش آثار دراماتیک در مورد معصومین(، تا حدی به ارائه راهکار نیز پرداخته است تا بتواند بخش عمده‌ای از دغدغه و نگرانی فیلمنامه‌نویسان وکارگردانان را کاهش دهد. در این مقاله ابتدا عنصر شخصیت در رابطه با معصومین( از جنبه تحول‌پذیری (ایستا و پویا بودن شخصیت) مورد بررسی قرار گرفت و بر اساس نظریه تحول شش‌گانه شخصیت و بررسی آیات و روایات به اثبات رسید که تحول در معصومین( نیز شکل می‌گیرد، اما تعالی آن‌ها از نوع صعود و تعالی است و نشان دادن آن در فیلم بدون اشکال است. دومین چالش درباره نشان دادن ابعاد وجودی شخصیت‌پردازی معصومین( به‌عنوان قهرمان فیلمنامه مورد تبیین قرارگرفت. از آنجا که به تصویر کشیدن شخصیت تک‌بعدی به‌عنوان الگو و اسوه از این بزرگواران خطاست، باید معصومین( را در مرکز داستان و به‌صورت قهرمان پویا و چندبعدی معرفی کرد. در پایان نیز مسئله تصویری شدن شخصیت معصومین( در فیلم مورد بررسی قرار گرفت که از هر دو منظر دینی و درام‌پردازی بدون اشکال است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مولفه های خلق فضای شاعرانه در سبک کارگردانی مستند های مهدی زمانپور کیاسری</title>
      <link>https://jrsm.qomirib.ac.ir/article_217479.html</link>
      <description>هدف: این مقاله با هدف کشف مؤلفه‌های فضای شاعرانه در رمزگان کارگردانی آثار مهدی زمانپور کیاسری و آشنایی کاربردی با این تکنیک‌ها نگاشته شده است.&#13;
روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد نقادانه نئوفرمالیستی نگاشته شده است. به‌عبارت دیگر روش تحلیل یافته‌ها در این مقاله توصیفی است، اما از آنجا که مورد مطالعه یک فیلم سینمایی است، نقد آن به شیوه نئوفرمالیستی انجام شده است.&#13;
یافته‌ها: شعر دارای چهار عنصر اساسی اندیشه، تخیل، آهنگ و احساس است، و سینمای شاعرانه، سینمایی است که در فرم و روایت خود، به این خصوصیات نزدیک شده و واقع‌گرایی را با محتوای عاطفی درهم‌می‌آمیزد. بازنمایی تکنیکی و عینی این ادعا با استفاده از روش نئوفرمالیستی در بررسی مکاتب و سبک‌های شاعرانه و فیلمسازانی که به سینمای شاعرانه تعلق دارند، حاوی 4 ویژگی مشترک است که عبارتند از: 1. استفاده از نابازیگر؛ 2. فیلمبرداری در مکان‌های طبیعی؛ 3. نورپردازی طبیعی؛ و 4. داستانی ساده،که به‌نوعی اعتراضی علیه سینمای کلاسیک محصول هالیوود است.&#13;
بحث و نتیجه‌گیری: زمانپور کیاسری نیز با تکرار درست این فرمول‌ها در خلق فضایی شاعرانه موفق بوده است. او در بخش کارگردانی با استفاده از تکنیک دکوپاژ بر پایه میزانسن، استفاده از قاب‌های ایستا، بازی گرفتن از نابازیگران، نورپردازی طبیعی، میزانسن‌های مینی‌مال، صحنه و لباسی سنتی، کارگردانی بر اساس رخداد و رویداد و بیان کنایی، لحظه‌های عاطفی ساده اما عمیقی را خلق کرده و به آثار خود، رنگ‌و‌بوی شاعرانه بخشیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازآفرینی متون دینی در رسانه‌های معاصر: راهبردهایی برای اقتباس از قرآن و حدیث</title>
      <link>https://jrsm.qomirib.ac.ir/article_236360.html</link>
      <description>هدف: در عصر رسانه‌های نوین، متون دینی به‌ویژه قرآن کریم، دیگر تنها در بسترهای مکتوب سنتی بازخوانی نمی‌شوند، بلکه در قالب‌های تصویری، سینمایی و دیجیتال بازآفرینی می‌گردند. هدف این مقاله بررسی شیوه‌های بازآفرینی متون دینی (به‌ویژه قرآن و حدیث) در رسانه‌های معاصر و شناسایی ظرفیت‌های آن‌ها برای انتقال مفاهیم دینی در جهان امروز با توجه به چالش‌های وفاداری به متن مقدس و نوآوری هنری است.&#13;
روش‌شناسی پژوهش: با بهره‌گیری از روش کیفی فراترکیب (Meta-Synthesis)، 22 پژوهش مرتبط از منابع اسلامی و مسیحی در حوزه رسانه و دین مورد تحلیل انتقادی قرار گرفت. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر نظریه روایت‌شناسی است.&#13;
یافته‌ها: یافته‌های حاصل از پژوهش عبارتند از: 1. انتقال روایت‌های قرآنی به زمان معاصر با حفظ هسته اخلاقی (مانند بازسازی داستان یوسف در قالب درام خانوادگی امروزی)؛ 2. روایت تماتیک: تمرکز بر مفاهیم جهان‌شمول قرآن (عدالت، مقاومت) بدون ارجاع مستقیم به شخصیت‌ها؛ 3. فرم‌های نوین رسانه‌ای: استفاده از انیمیشن، واقعیت مجازی (VR) و روایت غیرخطی برای انتقال تجربیات معنوی؛ 4. رویکرد بینامتنی: گفت‌وگوی خلاقانه قرآن با متون فلسفی/اسطوره‌ای (مانند تقابل داستان ایوب با اسطوره سیزیف)؛ 5. چارچوب‌های اخلاقی-هنری: رعایت حریم قداست متون با تکنیک‌های غیرمستقیم (نمادپردازی، مشارکت نهادهای دینی در تولید).&#13;
بحث و نتیجه‌گیری: روایت‌پردازی دینی در رسانه‌های نوین، فرآیندی معناپردازانه است که با توازن بین وفاداری به متن مقدس و خلاقیت هنری، امکان بازسازی تجربه دینی برای مخاطب معاصر را فراهم می‌کند. موفقیت این رویکردها مستلزم شناخت عمیق متون دینی، حساسیت فرهنگی و بهره‌گیری هوشمندانه از ظرفیت‌های رسانه‌ای است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سواد رسانه‌ای در پرتو آموزه‌های اسلامی: مدلی برای ارتقای بصیرت جوانان</title>
      <link>https://jrsm.qomirib.ac.ir/article_236361.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش تبیین پیوند میان سواد رسانه‌ای و بصیرت اسلامی در جوانان است. با توجه به تأثیر گسترش رسانه‌های دیجیتال بر نسل جدید، این مطالعه به بررسی چگونگی تقویت بصیرت اسلامی از طریق ابعاد سه‌گانه سواد رسانه‌ای (شناختی، تحلیلی_انتقادی، اخلاقی_ارزشی) در پرتو آموزه‌های اسلامی می‌پردازد.&#13;
روش‌شناسی پژوهش‌: روش پژوهش به‌صورت توصیفی_تحلیلی با رویکرد کیفی و بر پایه منابع اسنادی و کتابخانه‌ای انجام شد و علاوه بر مرور متون تخصصی، از تحلیل محتوای مفهومی برای استخراج مضامین کلیدی نیز بهره گرفته شد.&#13;
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که بعد شناختی سواد رسانه‌ای زمینه‌ساز بصیرت معرفتی است و به درک حقیقت و تشخیص صحیح از ناصحیح می‌انجامد؛ بعد تحلیلی_انتقادی با بصیرت اجتماعی_فرهنگی متناظر است و توانایی مقاومت در برابر تحریف‌های رسانه‌ای و فتنه‌های فرهنگی را فراهم می‌سازد؛ و بعد اخلاقی_ارزشی در پیوند با بصیرت عملی، افراد را در تصمیم‌گیری مسئولانه و پرهیز از انحراف یاری می‌دهد.&#13;
نتیجه‌گیری: بر اساس این نتایج می‌توان گفت که سواد رسانه‌ای بدون پشتوانه آموزه‌های اسلامی ناقص خواهد بود و تنها در پرتو بصیرت دینی است که به ابزاری برای هدایت فردی و توانمندسازی اجتماعی تبدیل می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نشانه‌شناختی عناصر دینی و اسلامی در بازی دیجیتالی &amp;laquo;قصه‌های قرآنی&amp;raquo;</title>
      <link>https://jrsm.qomirib.ac.ir/article_236348.html</link>
      <description>هدف: در پژوهش پیش رو تلاش بر آن است تا بازی &amp;amp;laquo;قصه‌های قرآنی برای کودکان&amp;amp;raquo; از منظر نشانه‌شناسی، به لحاظ وجود نشانه‌های صریح و ضمنی و عناصر دینی در فرم و محتوا مورد تحلیل قرار گیرد و میزان موفقیت آن در نمایش و انتقال مفاهیم دینی در بستر رسانه‌های نوین بررسی گردد.&#13;
روش‌شناسی پژوهش: روش پژوهش گردآوری اطلاعات به‌شکل کتابخانه‌ای، و روش کیفی توصیفی-تحلیلی به لحاظ فرم و محتواست.&#13;
یافته‌ها و نتیجه‌گیری: گرافیک مورد توجه، نحوه تصویرسازی شخصیت‌ها، استفاده از رنگ‌های مرتبط با موضوع، تکیه درست بر داستان‌های قرآنی و ساده‌سازی محتوا برای مخاطب کودک، درگیر کردن مخاطب برای شرکت و پیشبرد بازی و همراه شدن با داستان و استفاده از سبک‌های مختلف تصویرسازی و اجرای جزئیات جذاب از نقاط قوت بازی، و تبلیغات ضعیف در راستای معرفی بازی، باگ‌های اجرایی و نارضایتی مخاطبان از دسترسی پایین و یا عدم دسترسی به برخی داستان‌ها و بخش‌های آن، همچنین عدم استفاده از ظرفیت گسترش مراحل و طراحی بخش‌های جدید از نقاط ضعف این بازی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه مقایسه‌ای کارکرد میزانسن برای نمایش معصوم در سریال امام علی(ع) و فیلم محمد رسول‌الله(ص)</title>
      <link>https://jrsm.qomirib.ac.ir/article_236352.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش مطالعه مقایسه‌ای کارکرد میزانسن در نمایش شخصیت‌های معصوم در دو اثر شاخص سینما و تلویزیون، یعنی سریال امام علی علیه‌السلام و فیلم محمد رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است. پژوهش حاضر به بررسی شیوه‌های بهره‌گیری از عناصر بصری و حرکتی همچون طراحی صحنه، طراحی لباس، نورپردازی و چهره‌پردازی در بازنمایی معصومان می‌پردازد.&#13;
روش‌شناسی پژوهش‌: در این پژوهش، تحلیل مقایسه‌ای از نحوه استفاده از میزانسن در دو اثر مذکور انجام شده است. داده‌ها از طریق مشاهده و تحلیل صحنه‌ها و جنبه‌های بصری و حرکتی هر دو اثر جمع‌آوری شده است. رویکرد محوری در این روش نیز، رویکرد نئوفرمالیستی است تا نقاط قوت و ضعف کارگردانی در استفاده از میزانسن در هر دو اثر مشخص شود.&#13;
یافته‌ها: نتایج تحلیل‌ها نشان می‌دهند که در سریال امام علی علیه‌السلام، کارگردان بیشتر بر جنبه‌های بصری نظیر طراحی صحنه، لباس و نورپردازی تمرکز کرده است، اما استفاده از چهره‌پردازی و سایر اجزای میزانسن در این اثر کم‌رنگ است. این سریال از ابعاد پیچیده‌تر میزانسن کمتر بهره برده و بیشتر به جنبه‌های بصری ساده‌تری توجه داشته است. در حالی که در فیلم محمد رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، کارگردان توانسته از تمامی ابزارهای میزانسن به‌طور مؤثر استفاده کند، به‌ویژه در طراحی صحنه و نورپردازی که به‌طور مؤثری ویژگی‌های معنوی شخصیت‌های معصوم را برجسته ساخته و بر تأثیرگذاری آن افزوده است.&#13;
نتیجه‌گیری: بر اساس این پژوهش، فیلم محمد رسول‌الله نمونه‌ای برجسته از استفاده جامع و مؤثر از میزانسن در نمایش شخصیت‌های معصوم به شمار می‌آید. این در حالی است که سریال امام علی علیه‌السلام و دیگر آثار تلویزیونی در حال حاضر در مرحله‌ای از توسعه استفاده از میزانسن برای نشان دادن شخصیت‌های مذهبی قرار دارند. پژوهش حاضر به روند تحول این ابزار در سینما و تلویزیون و تأثیر آن بر درک مخاطبان می‌پردازد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
