چکیده هدف: ظهور رسانههای نوین و گسترش آن در میان ملل مختلف، مسائل و دشوارههای جدیدی را به وجود آورده و یا تشدید کرده است. بهدنبال این گسترش، مفهوم «سلبریتی» جدی شده است و اظهارنظر درباره هر چیزی اعم از مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، تجربی، تاریخی و بهداشتی بدون داشتن تخصص معنا پیدا کرده و حتی به فراتخصص تبدیل شد. از طرفی شبیه این جریان در زمان افلاطون در نسبت رسانه با شاعر، خطیب و سوفیست مطرح بود. بنابراین این پژوهش با دیدگاه انتقادی افلاطونی به چگونگی فراتخصصی شدن رسانههای نوین پرداخته است. روششناسی پژوهش: این پژوهش ابتدا گزارههای افلاطونی را از محاورات او در باب موضوع سفسطه، شعر و خطابه، استخراج و تفسیر کرده است. در ادامه با تحلیل فلسفی به شناختی از فعالیتهای رسانه بهطور عام پرداخته است. سپس شبیه به آن در مقایسه با سلبریتی عصر حاضر در رسانههای نوین، مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است. یافتهها: در دو مرحله نقد افلاطونی به رسانه صورت میگیرد. مرحله اول نقد به رسانه بهصورت مطلق مورد ارزیابی واقع شده و نشان داد که رسانه دارای ویژگی دانشنمایی، تحریکپذیری مخاطب و سرگرمی است. در مرحله دوم، بهصورت ویژه رسانههای نوین را مورد ارزیابی قرار داده و نشان داد که این رسانه زمینه دروغ مجازی، چابلوسی، بازی با مخاطب، بیقانونی و جنون را فراهم کرده است. بحث و نتیجهگیری: این مقاله تخنه نبودن رسانههای نوین و اینکه سلبریتی دانشمند نیست را گوشزد کرده و هشدارهای قانونی را متذکر شد و به این نکته دست یافت که فراتخصصی در رسانه نوین، منجر به وجودآمدن کثرت مجاز در عالم شده است. از این رو رسانه نوین از لحاظ جنس با دیگر رسانه ها هویت یکسانی دارد ولی از لحاظ ابزار زبانی شدت گرفته و همچنین نقد را میتوان براساس نظر ارسطو ادامه داد و بستر تعلیمی و سرگرمی را در رسانه های نوین دنبال کرد. در این صورت است که فلسفه میتواند به مطالعه رسانه نوین و پدیده سلبریتی بپردازد.